
هروقت از مادرم خواستهای دارم، میگوید: «حالا اینو میخوای چه کار؟ ما به سنّ شما بودیم، نصف این امکانات رو هم نداشتیم.»
هروقت با او مخالفت میکنم، میگوید: «زمان ما بچه اینقدر جسور نبود که رو حرف بزرگترش حرف بزنه!»
وقتی به زغم او تنبلی میکنم یا کاری را که میخواهد، انجام نمیدهم، میگوید: «چقد تنبلی؟! ما به سنّ شما بودیم، کوه رو جابهجا میکردیم!»
وقتی میبیند پای کامپیوتر نشستهام یا با گوشیام مشغولم، میگوید: «اونو بذار کنار! زمان ما این چیزا نبود. خیلی هم راحتتر و خوشتر بودیم.»
وقتی از پس انجام کاری برنمیآیم، میگوید: «یعنی اینو هم نمیتونی انجام بدی؟ من به سنّ تو بودم، دوتا بچه داشتم و بار یه زندگی رو راحت میکشیدم!»
اما مادر عزیزم؛ من در زمان شما به دنیا نیامدهام. چهبسا اگر شما هم مولود این زمان بودید، مثل من رفتار میکردید. پس اینقدر مرا با گذشتۀ خودتان مقایسه نکنید.
گیریم که زمانه هم تغییر نکرده بود. من شما نیستم؛ بگذارید خودم باشم.
**********
ما و نیز هر یک از فرزندانمان، متعلق به زمان خاصی هستیم. پس نه میتوانیم آنها را طبق شرایط دوزان کودکی خود تربیت کنیم و نه حتی میتوانیم آنها را با یکدیگر مقایسه کینم.
نظرات کاربران