
دنیای مهاجرین و انصار
در ادامۀ بحث (جلسۀ 23، 13 ربیعالثانی 1444) به تبیین موضوع دنیای مهاجر و انصار میپردازیم.
بعد از رحلت رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و غصب خلافت امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، اتفاقات متعددی رخ داد که بیان شد، همین طور بیان شد بعد از اینکه حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) خطبۀ فدکیه را در مسجد ایراد فرمودند، به منزل آمده و بعد از آن در بستر بیماری قرار گرفتند. با شدت گرفتن بیماری حضرت، زنان مهاجرین و انصار به عیادت ایشان آمدند و از آن حضرت احوالپرسی کردند. حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) در جواب آنها حمد و سپاس خدا را بجا آورد، و درود بر پیامبر(صلىاللهعلیهوآله) فرستاد، و سپس فرمود: «به خدا در حالى صبح کردم که از دنیاى شما متنفرم، مردان شما را دشمن مى شمارم، و از آنها بیزارم. آنها را آزمودم و دور افکندم.»[1]
همۀ مسلمانان در طول تاریخ اسلام تا امروز، در مسیری حرکت میکنند که همان مسیر مهاجرین یا انصار است و آنچه از سوی حضرات(علیهمالسلام) خطاب به مهاجرین و انصار در آن زمان گفته شده، محبین و شیعیان امروز هم مخاطب آن هستند. علاوه بر این، آن حضرت مقام نفس کلیه را دارند و نفوس جزئیه، تحت تربیت ایشان هستند، پس هر فعل و تقریر و سخنی از ایشان که شنیده یا خوانده شود، حجت است بر نفوس تحت تربیتشان، بهسان فرزندانی که تحت تربیت مادری ناصح و دلسوز قرار دارند.
با توجه به این نکته که هم از نظر تاریخی و هم از نظر وجودی و عاطفی همۀ محبین مخاطب این سخن حضرت هستند، نمیتوان به راحتی و بدون تأمل از سخن حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) به زنان مهاجرین و انصار عبور کرد. پس کسی که خود را محب آن حضرت میداند، باید منظور آن حضرت را در این سخنان بیابد و جایگاه خود را در این خطاب پیدا کند و بهرۀ خود را از آن بردارد.
آنچه تاریخ از اتفاقات آن زمان روایت میکند مبنی بر اینکه غصب خلافت ادامه پیدا کرد و مردان مهاجرین و انصار حرکتی نکردند که حق را به جای خود برگردانند، نشان میدهد زنانی که به عیادت حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) رفته بودند و مخاطب سخن آن حضرت قرار گرفتند، نتوانستند این سخنان را درست ریشهیابی نمایند و منظور ایشان را درنیافتند!
آنها حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) را بهعنوان دختر و دستپروردۀ پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و همسر حضرت علی(علیهالسلام) و مادر دو سبط پیامبر(علیهماالسلام) میشناختند، درحالی که حتی اگر بهعنوان یک مسلمانِ ناصح که خیر آنها را میخواهد و در حال احتضار است، به سخنان او ارزش میدادند، در عمق سخنان آن حضرت تأمل مینمودند. که اگر چنین میکردند یقیناً تاریخ طور دیگری رقم میخورد. ولی متأسفانه عکسالعمل آنها از یک برخورد عاطفی و گریه و ناله بیشتر نبود!
امروز شیعیان، همان مهاجرین و انصاری هستند که نفس کلیه علیالاتصال در تربیت آنها کار میکند. بنابراین لازم است با تأمل و تعمق سخنان آن حضرت را بررسی نمایند.
با توجه به اینکه آن حضرت در ظاهر در همان دنیایی زندگی میکردند که مخاطبانِ ایشان زندگی میکردند و از همان خوردنیها و آشامیدنیهایی که آنها استفاده میکردند، بهره میبردند و در ظاهر همان احکام و عباداتی که جامعۀ مسلمانان داشتند، انجام میدادند؛ سؤال پیش میآید؛ پس منظور ایشان از عبارت «دنیای شما» چیست؟ چه چیزی در دنیای آنها بود که حضرت میفرماید: «من از دنیای شما بیزارم»؟ حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) با این سخن گویا سدی میان دنیای خودش و دنیای آنها گذاشتند. درحالی که قبل از این در همۀ اتفاقات و جنگهایی که در جریان بود، چنین سخنی نگفته بودند!
عبارت دیگر ایشان این است که: «مردان شما را دشمن میدارم و بعد از آنکه آنها را آزمودم، آنها را دور انداختم»، باز هم سؤال پیش میآید که این مردان چه خصوصیاتی داشتند و چه کردند که حضرت این عبارات را دربارۀ آنها بیان میفرماید؟
همان طور که بیان شد مخاطبانِ این سخن؛ یعنی همۀ محبین، باید با دقت در سخن حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) بررسی کنند که نکند دنیای آنها، همان دنیای مهاجرین و انصار باشد! و نکند به چنین مردانی که در کلام آن حضرت آمده است، دل خوش کرده باشند!
[1]- بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج43، ص158 : "اَصْبَحْتُ وَاللهِ عائِفَةً لِدُنْیاکُم، قالِیَةً لِرِجالِکُم، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ"
نظرات کاربران